توضیح: عنوان این نمایشنامه واژه ای است برای نامیدن سومین و آخرین بخش بازی شطرنج، این معنای تکنیکی برای اکثر فرانسوی ها شناخته شده نیست و شاید به خاطر ابهامش در توانایی مشخص کردن پایان بسیاری از چیزها، پایان خود زندگی انتخاب شده است.

خلاصه نمایشنامه ی Endgame : «در اتاقی با دو پنجره در چپ و راست که یکی به خشکی باز می‌شود و دیگری به دریا چهار نفر از سه نسل زندگی می کنند. هام مردی است کور و فلج بر روی صندلی چرخداری و کلاو که پسر خوانده اوست مسئول رسیدگی به هام است و پیرمرد و پیرزنی به نامهای نگ و نل در دو سطل زباله در گوشه اتاق کنار یکدیگر هستند. کلاو با دوربین از پنجره ها به بیرون دید می اندازد و گزارش آن را به هام می‌دهد. در تمام مدّت کلاو می‌خواهد هام را ترک کند و از آن اتاق خارج شود و در آخرین دیدش از پنجره به دستور هام به پسربچه‌ای برمی‌خورد و تصمیمش برای ترک هام قطعی می‌شود؛ لباس و چمدان سفر را آماده کرده ولی نمی‌رود؛ به جایگاهش در کنار هام برمی‌گردد و به او خیره می‌ماند. نمایش پایان می یابد.»